10 راهکار ساده برای عملی کردن برنامه ریزی ها

چرا نمی توانیم برنامه ریزی کنیم و چرا به برنامه ریزی عمل نمی کنیم؟ راهکار چیست؟

0 77

در روزهایی که مشغول نگارش این مقاله هستم، مردم در حال سپری کردن تعطیلات نوروزی هستند و چند روز بعد، وارد روزهای کاری سال جدید خواهند شد. مطمئنا عده زیادی از مردم در لحظات تحویل سال، برنامه‌ریزی پر و پیمانی برای خودشان انجام داده‌اند و با خودشان عهد کرده‌اند که از اولین روز کاری سال جدید، به برنامه‌هایشان عمل کنند؛ اما راستش را بخواهید، تجربه نشان داده که درصد چشمگیری از این افراد، تنها بعد از گذشت مدت اندکی، هم اهداف و هم برنامه‌هایشان را فراموش خواهند کرد و در عمل کردن به برنامه ریزی ناکام خواهند ماند. در این مقاله، به دو پرسش رایج پاسخ می‌دهیم: چرا نمی توانیم برنامه ریزی کنیم و چرا به برنامه ریزی عمل نمی کنیم؟

عمل کردن به برنامه ریزی

اگر سناریوهای زیر برایتان آشناست، پیشنهاد می‌کنم تا انتهای این مقاله با ما همراه باشید:

  • با خودتان می‌گویید از فردا یا از شنبه، یک رژیم غذایی سالم و کم‌کالری را در پیش خواهم گرفت، اما یکی دو روز بعد، در میانه‌های بعد از ظهر به خودتان می‌آیید و می‌بینید که کلی غذای پر از چربی خورده‌اید و نتوانسته‌اید به برنامه عمل کنید.
  • تصمیم می‌گیرید پروژه‌های کاری‌تان را سفت‌وسخت پیگیری کنید و در موعد مقرر نتیجه را تحویل مدیر یا مشتری بدهید، اما هر روز، کار دیگری پیش می‌آید یا کسی از شما می‌خواهد به کمکش بروید، در نتیجه، از برنامه‌ای که برای پروژه‌های کاری‌تان ریخته‌اید، عقب می‌مانید.
  • با دیدن ورزشکاران یا دیگر افراد موفق در برنامه‌های تلویزیونی، سر ذوق می‌آیید و برنامه‌ریزی می‌کنید که هفته‌ای چهار بار تمرین‌های ورزشی انجام بدهید یا روزانه دو ساعت را به مطالعه اختصاص بدهید، اما، در نهایت، نه باشگاه رفتن را ادامه می‌دهید و نه به فردی کتاب‌خوان تبدیل می‌شوید.

موضوع از چه قرار است؟ آیا ما انسان‌ها دیسیپلین نداریم؟ آیا به خودمان دروغ می‌گوییم؟ آیا قرار است تا پایان عمرمان پای تلویزیون یا گوشی موبایل بنشینیم، فست‌فود بخوریم و از درون احساس گناه داشته باشیم؟

معلوم است که این‌طور نیست. ما انسان‌ها، قدرتمندترین و هوشمندترین موجودات روی کره زمین هستیم و از این قابلیت برخورداریم که آینده‌مان را خودمان رقم بزنیم.

در ادامه این مقاله، ابتدا به بیان دلایلی می‌پردازیم که چرا به برنامه ریزی عمل نمی کنیم؛ سپس، راهکارهایی را با شما در میان می‌گذاریم تا بتوانید به برنامه‌هایتان متعهد بمانید و آن‌ها را عملی کنید.

اگر مایل هستید در این حوزه اطلاعات تکمیلی را دریافت کنید، پیشنهاد می‌کنیم مقاله آموزشی برنامه ریزی را مطالعه کنید.

چرا به برنامه ریزی عمل نمی کنیم؟

چرا به برنامه ریزی عمل نمی کنیم؟

واقعیت این است که عمل نکردن به برنامه ریزی، تنها یک دلیل ندارد. معمولا بنا به موقعیت و نوع شخصیت ما، چند عامل دست به دست هم می‌دهند تا برنامه‌های ما ناتمام بمانند.

10 مورد از شایع‌ترین دلایلی که باعث می‌شود نتوانیم برنامه ریزی کرده و به آن عمل کنیم، به شرح زیر هستند:

1) برنامه را جدی نمی‌گیریم

برنامه جدیدی را در ذهنمان می‌چینیم و می‌گوییم این بار حتما به آن عمل خواهم کرد. به احتمال زیاد در گذشته تجربه کرده‌اید که تا برنامه را جدی نگیرید و با جدیت برای آن تلاش نکنید، کار به جایی نخواهید برد. قرار نیست عمل کردن به تمامی بخش‌های برنامه‌ها کار آسانی باشد؛ تعهد نصفه و نیمه به برنامه‌ریزی، همان عدم تعهد است و پیامدی جز شکست در پی نخواهد داشت.

2)  برنامه را فراموش می‌کنیم

تصمیم می‌گیریم که از فردا، ساعت مقرری بعد از بیدار شدن را به مطالعه اختصاص خواهم داد؛ صبح فردا فرا می‌رسد و ما به کلی، عهد و پیمانی که با خودمان بسته بودیم را از یاد می‌بریم. حدود ظهر به خاطرمان می‌آید که من امروز باید مطالعه می‌کردم، اما سرمان شلوغ می‌شود. این داستان هر روز تکرار می‌شود و ما، به علت آن‌که پیگیری و پشتکار کافی به خرج نداده‌ایم، از دست خودمان عصبانی و ناامید می‌شویم.

3) خارج شدن از محیط پرآسایش و رفتن به دل عدم قطعیت‌ها را تحمل نمی‌کنیم

برای نمونه، وقتی فعالیت‌های ورزشیمان سخت می‌شوند و به نفس نفس می‌افتیم، دیگر از فرآیند ورزش کردن لذتی نمی‌بریم و آن را به بعد موکول می‌کنیم (مورد شماره 5 در همین راستا است). وقتی باید خودمان را برای امتحانات ورودی دانشگاه آماده کنیم، راهی نداریم جز این‌که صبح‌ها زود از خواب بیدار بشویم و به مطالعه دروسی بپردازیم که دشوار و سنگین هستند؛ چنین شکلی از موقعیت‌ها، پر از عدم قطعیت هستند و ما، دوست نداریم از آسایش لحظه‌ای‌مان دور شده و به استقبال عدم قطعیت‌ها برویم؛ به همین علت، دلیل‌تراشی می‌کنیم و از زیر برنامه در می‌رویم.

4) در دام وسوسه‌ها گیر می‌افتیم

عوامل وسوسه‌زا، همه جا هستند؛ وقتی رژیم می‌گیریم، کیک شکلاتی خوشمزه از یخچال برایمان چشمک می‌زند و وسوسه‌مان می‌کند که به سراغش برویم. هنگامی‌که تصمیم می‌گیریم شب‌ها زود به رختخواب برویم، وسوسه دیدن برنامه‌های تلویزیونی جذاب شبانه دست از سرمان برنمی‌دارند. زمانی‌که امتحان داریم یا باید پروژه کاری‌مان را تحویل بدهیم، مدام وسوسه می‌شویم که گوشی به دست بگیریم و در شبکه‌های اجتماعی گشت بزنیم.

راستش را بخواهید، وسوسه‌ها، تا حدودی مایه دردسر هستند، اما واکنشی که ما از روی عادت به این وسوسه‌ها می‌دهیم، مهم‌تر و اثرگذارتر از خود وسوسه‌ها هستند. اگر فرمان زندگی‌مان را دست عادت‌هایی بدهیم که باعث به تعویق افتادن کارها می‌شوند، نخواهیم توانست به برنامه‌هایمان متعهد بمانیم.

5) دلیل‌تراشی می‌کنیم

وقتی کارهایی که باید انجام بدهیم، سخت می‌شوند یا عامل وسوسه‌زایی در سر راهمان قرار می‌گیرد، ذهنمان شروع به دلیل‌تراشی و توجیه کردن می‌کند. مغز ما، در این کار، یعنی دلیل‌تراشی، عملکرد فوق‌العاده خوبی دارد. حتما جملاتی مانند «یک بار که هزار بار نمیشه»، «این یک موقعیت استثنا هست و می‌تونم از برنامه‌ام تخطی کنم»، «اشکالی نداره، از فردا دوباره شروع می‌کنم» برایتان آشنا به نظر می‌رسند. همگی این جملات، در ظاهر، عقلانی و منطقی به نظر می‌رسند، اما در باطن، برنامه‌ریزی‌های ما را مختل می‌کنند. اگر به دلیل‌تراشی عادت کنید، نخواهید توانست به هیچ برنامه‌ای متعهد بمانید.

پیشنهاد می‌کنیم مقاله آموزشی اصول برنامه ریزی را از دست ندهید.

6) به تعویق می‌اندازیم

چرا نمی توانم برنامه ریزی کنم

در ذهنمان می‌گوییم این کار را انجام خواهم داد، اما وقتی زمان انجام آن کار فرا می‌رسد، حجمی از وسوسه‌ها و عدم قطعیت‌ها به سراغمان می‌آیند و مجبور می‌شویم قید آسایش لحظه‌ای خودمان را بزنیم. این‌جاست که سروکله این جملات پیدا می‌شوند: «اول پیام‌هایم را چک کنم، پنج دقیقه بعد شروع می‌کنم»، «امروز خسته هستم، پس به خودم مرخصی می‌دهم و از فردا کار را شروع می‌کنم». این دست از جملات، واکنش‌های عادت‌گونه از جنس دلیل‌تراشی‌ها و توجیه‌کردن‌هایی هستند که در مورد 5 به آن اشاره کردیم.

نکته: به تعویق انداختن کارها، یکی از آسیب‌زاترین عادت‌هایی است که قاتل دیسیپلین شخصی و اعتماد به نفس محسوب می‌شود.

7) از فعالیت‌هایی که در برنامه‌مان وجود دارند، خوشمان نمی‌آید و از انجام آن‌ها طفره می‌رویم

طبیعی است، اگر از سبزیجات خوشمان نیاید، احتمالا از خوردن آن‌ها طفره خواهیم رفت؛ اگر میانه خوبی با نوشتن نداشته باشیم، آن را انجام نخواهیم داد. مشکل از آن‌جایی شروع می‌شود که در هر برنامه و در هر پروژه دشوار، ما با فهرستی کوتاه یا بلند از اقدامات روبرو خواهیم شد که شاید به آن‌ها علاقه‌ای نداشته باشیم.

اگر قرار باشد به محض این‌که از کاری خوشمان نیامد، قید انجام آن را بزنیم، نخواهیم توانست از پس عمل کردن به برنامه ریزی های زندگی‌مان بربیاییم.

ما باید آگاه باشیم که عادت دوست نداشتن، قضاوت کردن، زودرنجی، گله و شکایت کردن ذهنی، همگی به ضرر خود ما هستند. لزومی ندارد که همه جوانب برنامه را دوست داشته باشیم تا بتوانیم به آن متعهد باقی بمانیم؛ ما قدرتمندتر از این حرف‌ها هستیم.

8) اهمیت برنامه را فراموش می‌کنیم

این احتمال وجود دارد که برای موضوعی، مانند کاهش وزن، افزایش سطح علمی یا بالا بردن میزان درآمدمان، احساس نیاز کنیم و هدفگذاری انجام بدهیم تا به آن‌ها برسیم؛ ولی بعد از گذشت یک هفته، همه چیز را از خاطر ببریم.

اگر ما اهمیت هدف را فراموش کنیم و یا اگر هدف، واقعا برای ما مهم نباشد، نخواهیم توانست در پیش بردن برنامه و رسیدن به آن هدف، موفق عمل کنیم.

9) ناامید می‌شویم و دست از کار می‌کشیم

موقعیت‌هایی پیش می‌آید که کار را خراب می‌کنیم و نمی‌توانیم آن‌طور که باید و شاید، طبق ایده‌آل‌ها و انتظاراتمان رفتار کنیم. در چنین شرایطی، ممکن است از خودمان دلسرد شویم و نسبت به توانایی‌هایمان تردید کنیم.

حقیقت این است که چنین اتفاقی، برای هر کسی ممکن است رخ دهد. از توان افتادن و بی‌انگیزه شدن، نه تنها هیچ سودی ندارد، بلکه تلاش‌هایی که تا به امروز انجام داده‌ایم را هم ضایع می‌کند.

کافی است این اتفاق را به چشم تجربه بنگرید، از آن درس بگیرید و دوباره به راه بیفتید.

10) موانع زیادی در مسیرمان وجود دارند

این مورد بسیار ساده و شایع است، ولی اغلب اوقات آن را فراموش می‌کنیم. اجازه بدهید با ذکر یک مثال بحث را روشن‌ کنیم. تصور کنید شروع به خوردن غذاهای سالم کرده‌اید و حتی برای اصلاح تغذیه‌تان، برنامه ریزی هم انجام داده‌اید. روزی صبح زود از خواب بیدار می‌شوید تا سر کار بروید، هم گرسنه هستید و هم عجله دارید؛ قرار بوده برای خودتان صبحانه مقوی تدارک ببینید، اما وقت کافی برای پختن تخم‌مرغ و گرفتن آب میوه ندارید، در نهایت، یخچال را باز می‌کنید و دونات شیرین و شکلاتی را برمی‌دارید…

موانع، زمانی خودشان را نشان می‌دهند که شما خسته باشید، عجله داشته باشید یا حس و حال پیروی از برنامه را نداشته باشید. رانندگی برای مدت 20 دقیقه برای رسیدن به باشگاه ورزشی، نیاز به مرتب کردن خانه قبل از شروع به مطالعه، وجود داشتن عوامل حواس‌پرتی زیاد هنگام انجام تکالیف درسی و … همگی موانعی هستند که نتوانیم به برنامه ریزی هایمان جامه عمل بپوشانیم.

آن‌چه تاکنون مرور کردیم، جزو اصلی‌ترین دلایلی هستند که بسیار آشنا به نظر می‌رسند و اجازه نمی‌دهند ما در عمل به برنامه‌ها، موفق عمل کنیم. آشنا شدن با ریشه‌های عدم موفقیت در برنامه‌ریزی، روشی هوشمندانه است. وقتی با این ریشه‌ها آشنا باشیم، خیلی آگاهانه‌تر می‌توانیم آن‌ها را در زندگی خودمان رصد کرده و تمهیدات لازم برای دور ماندن از آن‌ها را به کار بگیریم.

اما چه تمهیداتی را باید در مقابل هر کدام از این ریشه‌های مخرب به کار بگیریم؟ در ادامه به شما خواهیم گفت:

چگونه بر موانع غلبه کرده و برنامه هایمان را عملی کنیم؟

چگونه برنامه هایمان را عملی کنیم

1) برنامه را جدی بگیرید

اهدافتان را مرور کنید. آیا به اندازه‌ای برایتان مهم هستند که با تمام وجود بخواهید به آن‌ها برسید؟ آیا به اندازه‌ای برایتان اهمیت دارند که برای رسیدن به آن‌ها حاضر باشید قید آسودگی و آرامش لحظه‌ای‌تان را بزنید؟ چند دقیقه‌ای به این موضوعات فکر کنید، اهدافی که برایتان بسیار جدی و در اولویت هستند را انتخاب کنید؛ سپس، کاری را انجام بدهید که شاید در ظاهر چندان مهم به نظر نیاید، ولی بسیار حیاتی است: اهدافتان را بنویسید.

برای کسب اطلاعات در مورد روش صحیح تعیین اهداف، مقاله آموزشی چگونه هدفگذاری کنیم؟ را بخوانید.

در مرحله بعدی، برای اهدافتان برنامه‌ریزی انجام بدهید، ضرب‌العجل و جدول زمانی در نظر بگیرید، برنامه‌ را روی کاغذ یخچال، کامپیوتر، اپلیکیشن‌های برنامه‌ریزی گوشی تلفن همراه، یا هر مکان دیگری که جلوی چشمتان است، بنویسید.

اگر لازم باشد، چند مورد از فعالیت‌هایی که از اولویت کمتری برخوردار هستند را حذف کنید و زمان آن‌ها را به کارهایی اختصاص بدهید که در راستای اهداف و برنامه‌هایتان هستند.

اگر می‌خواهید به برنامه‌تان عمل کنید، به هیچ‌وجه آن را سهل نگیرید.

2) برنامه‌تان را جلوی چشم بگذارید

از کجا می‌خواهید مطمئن بشوید که زمان عمل کردن به برنامه فرا رسیده است؟ برای به انجام رساندن هر برنامه، شما باید در چه مکانی حضور پیدا کنید؟ چه کاری را در چه زمانی باید تکمیل کنید؟ وقت مطالعه، ورزش یا خوردن نهار سالم‌تان چه ساعتی است؟

پیشنهاد می‌کنیم یک یادداشت متنی روی میزتان قرار بدهید، یا زنگ هشدار تلفن همراهتان را روی ساعت مشخص تنظیم کنید تا برنامه‌تان را فراموش نکنید.

این اقدام بسیار اهمیت دارد، وقتی برنامه‌ای را به تازگی آغاز می‌کنید، خیلی راحت احتمال دارد که آن را از خاطر ببرید، با انجام این تمهیدات، رفته رفته برنامه جدید شما به عادت تبدیل شده و در ذهنتان ماندگار خواهد شد.

3) به خودتان انگیزه بدهید تا از منطقه آسایش‌تان بیرون آمده و به استقبال عدم قطعیت‌ها بروید

با تجربه احساس عدم آسایش لحظه‌ای و عدم قطعیت، پا به فرار نگذارید؛ بلکه این احساسات را به عنوان نشانه‌ای تلقی کنید که شما را سوق می‌دهد تا آستین‌هایتان را بالا بزنید و توان تحمل عدم آسایش لحظه‌ای و عدم قطعیت را در خودتان تقویت کنید.

ذهن ما، از زمان اجدادمان، طوری آموزش دیده که ما را در منطقه امن‌ همیشگی‌مان نگه دارد و جلوی تجربه‌های جدید را بگیرد؛ در زمان‌های قدیم، این اتفاق باعث می‌شد بتوانیم زنده و در امنیت بمانیم، ولی در دنیای امروز، این ترس بی‌معنی است. ما با خوردن سبزیجات یا انجام چند حرکت ورزشی، دچار آسیب نخواهیم شد و بقایمان را به خطر نخواهیم انداخت؛ پس جایی برای ترس و فرار کردن از تجربیات جدید وجود ندارد.

فرصت‌های تازه را به چشم تجربیاتی نگاه کنید که حاوی آموزه‌های جدیدی برای شما هستند. به استقبالشان بروید و از آن‌ها در جهت رشد و توسعه مهارت‌هایتان بهره بجویید.

4) وسوسه‌ها را سیگنالی برای تمرین تلقی کنید

همانند مورد 3، هر زمان که وسوسه‌ای سراغتان آمد تا شما را از برنامه‌تان دور کند، آن را نشانه‌ای تلقی کنید که سروکله‌اش پیدا شده که زمینه را فراهم کند تا شما تمرین کنید و سطح اراده‌ و ثابت‌قدمی‌تان را بالا ببرید.

آیا طبق برنامه باید تغذیه سالمی داشته باشید و دست بر قضا، به یک مهمانی دعوت شده‌اید که در آن، کیک‌های خوشمزه شکلاتی سرو می‌شود؟ در دوراهی تمرین تقویت اراده و خوردن آن کیک خوشمزه، به کیک نه بگویید و از برنامه‌تان محافظت کنید.  بدین ترتیب، می‌توانید طعم لذتی مانند اراده و پشتکار را بچشید که بسیار عمیق‌تر، شیرین‌تر و ماندگار از لذت چشیدن کیک شکلاتی است.

5) حد و مرز تعیین کنید و به جنگ دلیل‌تراشی‌ها بروید

عمل کردن به برنامه ریزی

پتانسیل ما انسان‌ها، خیلی بیشتر از حد تصور است. شما از این قابلیت برخوردار هستید که در زمان دلیل‌تراشی کردن، متوجه بشوید که در حال توجیه کردن و گول زدن خودتان هستید. ما برای یک عمر، عادت کرده‌ایم که در پس‌زمینه ذهنمان، دلیل‌تراشی کنیم و بدون فکر کردن خودآگاه، آن دلیل را باور کنیم؛ به همین دلیل، رصد کردن دلیل‌تراشی‌ها، در ابتدا ممکن است کمی سخت باشد، ولی به مرور زمان به راحتی قابل انجام است. با تعیین محدوده و مرز، می‌توانید به جنگ دلیل‌تراشی‌ها بروید.

به عنوان مثال، با خودتان عهد کنید که: «فقط بین ساعات 8 صبح الی 7 شب غذا خواهید خورد»؛ بدین ترتیب، هر زمان که ساعت 9 شب خواستید به آشپزخانه رفته و چیزی بخورید، می‌توانید متوجه بشوید که دلیل‌تراشی کرده‌اید تا خودتان را مجاب به غذا خوردن کنید.

«من فقط از ساعت 8 شب به بعد و تنها به مدت دو ساعت می‌توانم برنامه‌های تلویزیونی را تماشا کنم»، «من هر روز بعد از خارج شدن از محیط کار، به مدت نیم ساعت پیاده‌روی خواهم کرد.»

وقتی مرزها و محدوده‌های مشخصی مانند آن‌چه ذکر شد را برای خودتان تعیین کنید، خیلی زود متوجه خواهید شد که در حال دلیل‌تراشی هستید تا از این مرزها تخطی کنید. با آگاه شدن به دلیل‌تراشی‌هایتان، راحت‌تر می‌توانید آن‌ها را سرکوب کنید.

در همین راستا، آموزه‌های مقاله آموزشی اهمال کاری برایتان راهگشا خواهند بود.

6) در لحظه عمل کنید و به تعویق انداختن را متوقف کنید

اجازه به تعویق انداختن را به خودتان ندهید. در ابتدای ماه، هفته و روز، هدفگذاری و برنامه‌ریزی انجام بدهید. چیزی که مهم است، این است که از قبل برنامه داشته باشید و در لحظه تصمیم‌گیری نکنید. ما انسان‌ها، به شدت مستعد این هستیم که کارها را به چند دقیقه، چند ساعت یا روز بعد موکول کنیم. به جای به تعویق انداختن کارها، به خودتان بگویید من اکنون مجاز به تغییر دادن برنامه زمانی‌ام نیستم؛ باید آخر روز، هفته یا ماه برسد؛ آن موقع می‌توانم بنشینم، فکر کنم و تصمیم بگیرم که کدام بخش از برنامه‌ام را می‌توانم تغییر بدهم.

دعوت می‌کنیم دو مقاله مدیریت زمان و به تعویق انداختن کارها را از دست ندهید.

سخن پایانی

در این مقاله، با بیان ده علت، به این پرسش پاسخ دادیم که چرا نمی توانم برنامه ریزی کنم و چرا به برنامه ریزی عمل نمی کنیم. همچنین، راهکارهایی کلیدی را برای عمل کردن به برنامه ریزی با شما به اشتراک گذاشتیم. اگر از آموزه‌های این مقاله پیروی کنید؛ پیشرفت قابل‌ملاحظه‌ای را در اجرای برنامه‌هایتان تجربه خواهید کرد.

همین حالا، یک کاغذ و خودکار بردارید و به این سوالات پاسخ بدهید که تا انتهای این روز، این هفته، این ماه و این سال، چه کارهایی را باید به انجام برسانید؟ چرا انجام دادن این کارها برایتان اهمیت دارد؟ دلایل را یادداشت کنید؟ آیا ارزشش را دارد که به خاطر رسیدن به این اهداف، از منطقه آسایش همیشگی‌تان بیرون بیایید و چیزهای جدیدی را تجربه کنید؟ اگر پاسختان مثبت است، از ته دل و با اعماق وجود به برنامه‌تان پایبند بمانید و از آن فرار نکنید. مطمئن باشید که ارزشش را دارد و در نهایت، طعم شیرینی آن را خواهید چشید.

ما در مجموعه یک پله بالاتر، از صمیم قلب خواهان رشد و پیشرفت روزافزون تک تک شما هستیم. در همین راستا، دست به تهیه درسی غیرحضوری زده‌ایم به نام برنامه ریزی که زیرمجموعه دروس جعبه ابزار موفقیت یک پله بالاتر محسوب می‌شود.

زمان برای تمام انسان‌ها با سرعت یکسان سپری نمی‌شود! انسان‌هایی که برای امروز و فردایشان برنامه‌ریزی می‌کنند، زمان را بیشتر و بهتر از دیگران رام خودشان می‌کنند. درس غیر حضوری برنامه ریزی را برای تمام انسان‌ها و به ویژه افراد فعال در دنیای کسب‌و‌کار که می‌خواهند با برنامه‌ریزی زندگی خود را متحول نمایند، به شدت توصیه می‌کنیم.

و اما: این مقاله با نظرات شما تکمیل می‌شود:

  • چه دلایلی باعث می‌شود شما از برنامه‌هایتان تخطی کنید؟
  • آیا راهکار مشخصی وجود دارد که به کمک آن توانسته‌ باشید بر وسوسه‌ها فائق آمده و برنامه‌هایتان را اجرایی کنید؟
  • آیا راهکارهای این مقاله برایتان مفید واقع شدند؟
  • دیدگاه‌ها، پرسش‌ها و تجربیات خودتان را زیر همین مقاله، در بخش «ارسال یک پاسخ» با ما و سایر خوانندگان به اشتراک بگذارید.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.