وقتی از تفکر استراتژیک حرف می‌زنیم، از چه می‌گوییم؟ / تعریف تفکر استراتژیک در ساده‌ترین شکل ممکن

ثنا جهاندار تاریخ 5 مارس , 2020 دسته بندی : مدیریت استراتژیک

تفکر استراتژیک به فرآیندی اطلاق می‌شود که در آن، مسائل و تصمیم‌های مشخص، به شکلی دقیق مطرح شده و مورد سنجش قرار می‌گیرند. تفکر استراتژیک در طیف گسترده‌ای از موارد کاربرد دارد. تعیین استراتژی شرکت، تصمیم‌گیری فردی و کاری و شناسایی یک موقعیت خاص، نمونه‌هایی از مواردی هستند که تفکر استراتژیک در آن‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد.

چند نمونه از مواقعی که در آن‌ها ردپایی از تفکر استراتژیک دیده می‌شود، بدین شرح هستند:

1) وقتی مدیر عامل یک شرکت از فرآیند مدیریت استراتژیک برای تعیین استراتژی‌های آینده کسب و کارش استفاده می‌کند.

2) وقتی مدیر بخش تحقیق و توسعه یک شرکت در مورد میزان بودجه مورد نیاز برای انجام تحقیقاتش تصمیم‌گیری می‌کند.

3) وقتی کارمند یک شرکت مسئولیت‌هایش را اولویت‌بندی می‌کند و در مورد زمانی که باید برای انجام هر تسک اختصاص دهد، تصمیم‌گیری می‌کند.

4) وقتی یک دانشجوی دانشگاه برای انتخاب واحدهایی که در ترم تابستان خواهد گذراند، تصمیم‌گیری می‌کند.

در همین ابتدای مقاله، اشاره می‌کنیم دوره آموزشی از تفکر استراتژیک تا مدیریت استراتژیک مجموعه یک پله بالاتر مرجع مناسبی برای کسب اطلاعات کامل‌تر در این حوزه است.

تعدادی از مولفه‌های تفکر استراتژیک عبارتند از:

1) شناسایی موضوعات مهم و تمرکز روی آن‌ها

2) مشخص کردن اطلاعات کلیدی و مرتبط

3) شناسایی ویژگی‌های سیستمی (ارتباطات، تعاملات و الگوها)

4) کسب آگاهی از طریق:

  • تمییز دادن علت‌ها از اثرات و علایم
  • تعیین فرضیات اساسی
  • مجسم کردن مشکل در فضای بزرگ‌تر
  • اتخاذ یک دیدگاه بلندمدت

5) ارزیابی نتایج و پیامدها

6) تعیین راهکارهای جایگزین و ارزیابی بی‌طرفانه آن‌ها

7) ترکیب کردن تفکر منطقی با طرز تفکر نوآورانه و سازنده

8) حفظ قابلیت انعطاف‌پذیری

9) پا گذاشتن در مسیر عمل بدون دخیل کردن عواطف و احساسات

تفکر استراتژیک

اگر بخواهیم تفکر استراتژیک را به یک زبان دیگر توضیح بدهیم، باید بگوییم تفکر استراتژیک، نوعی از تفکر است که در آن:

1) به موضوع به شکلی عمیق‌تر نگاه می‌شود و بین دلایل ایجاد مشکل و عوامل نشانگر مشکل تمایز ایجاد می‌شود

2) به موضوع به شکلی گسترده‌تر فکر می‌شود و ارتباطات، تعاملات و الگوهای سیستمی شناسایی می‌شوند

3) به عواقب و پیامدهای بلندمدت و کوتاه‌مدت تصمیمات فکر می‌شود

اگر به این موضوع علاقمندید، مقاله استراتژی چیست؟ / تعریف مفهوم استراتژی و سه سطح مختلف آن به زبان ساده را نیز مطالعه کنید.

یک مثال ساده از تفکر استراتژیک

تفکر استراتژیک

دو دانشجوی C و D را در نظر بگیرید که پیش‌زمینه، توانایی‌ها و موقعیت‌های مشابهی دارند. هر یک از این دانشجوها یک زمینه شغلی و تخصصی را برای خودشان انتخاب کرده‌اند و در آن حوزه در حال تحصیل هستند، ولی هر دوی آن‌ها برای این‌که بتوانند از عهده هزینه‌هایشان برآیند، نیاز دارند که شغل پاره‌وقت پیدا کنند. در ضمن، هر دو نفر آن‌ها می‌خواهند یک زندگی اجتماعی مناسب داشته باشند و با خانواده‌ها و دوستانشان نیز وقت بگذرانند.

دو دانشجوی C و D برنامه‌ریزی‌هایی را برای سال تحصیلی پیش رو انجام داده‌اند، ولی نوع تفکر آن‌ها با یکدیگر متفاوت است. دانشجوی C شغل پاره‌وقت خود را صرفا با این منطق انتخاب کرده که در مقایسه با شغل‌های دیگر، دستمزد بیشتری داشته و امکان کار کردن با ساعات کمتری را در هفته فراهم کرده است. به نظر دانشجوی C، با انتخاب این شغل، هم از پس هزینه‌هایش برمی‌آید و هم می‌تواند تعادل خوبی در زندگی‌اش برقرار کند. دانشجوی C درس‌های ترم جدید را به شکل سرسری انتخاب کرده و توجهی نداشته که آیا برای گذراندن ترم‌های بعدی، پیش‌نیازهای لازم را خواهد گذراند یا خیر. او صرفا به این موضوع توجه کرده که درس‌های انتخابی، با ساعات کار پاره‌وقت او تداخل نداشته باشد. وی همچنین ساعت‌هایی از روز را خالی کرده تا برای تفریح، صرف وقت با دوستان و خانواده‌اش وقت داشته باشد.

دانشجوی D وقت بیشتری برای تصمیم‌گیری گذاشته و سعی کرده در تصمیم‌گیری، هم به کلاس‌هایش فکر کند و هم شغل مناسب را انتخاب کند. او تمامی پیش‌نیازها را در نظر گرفته و از بین درس‌های اختیاری، مواردی را انتخاب کرده که به بیشتر به درد شغل آینده‌اش بخورد. دانشجوی D شغل پاره‌وقتی را انتخاب کرده که دستمزد کمتری به نسبت سایر گزینه‌ها داشته، ولی با زمینه تحصیلی انتخابی‌اش تناسب داشته است. D طی ارزیابی‌هایی که داشته، به این نتیجه رسیده که با 16 ساعت کار کردن در هفته هم از پس هزینه‌هایش برمی‌آید، بدین ترتیب، زمان آزادتری دارد و با دست بازتری می‌تواند کلاس‌های دانشگاهش را انتخاب کند.

D توانست در تمامی درس‌های پیش‌نیاز لازم برای ترم‌های آینده ثبت نام کند، ولی C مجبور است بعد از پایان ترم جاری، دو درس اضافی را هم پاس کند.

پس از گذشت شش ماه، دیده می‌شود در نوع تفکر و اقداماتی که دو دانشجوی C و D انجام داده‌اند، تفاوت‌هایی وجود داشته است. به عنوان نمونه، D در محل کارش با چند استاد دانشگاه و متخصص در حوزه خودش ملاقات کرده و حتی یکی دو تا قرارداد هم بسته است. او همچنین توانسته شبکه‌سازی کند و با تعدادی از افراد تاثیرگذار در رشته خودش رابطه برقرار کند. این گفتگوها و روابط مفید بوده‌اند؛ دانشجوی D به اطلاعات و دیدگاه دقیق‌تری در مورد شغل آینده‌اش رسیده، شغلی که بلافاصله بعد از فارغ‌التحصیلی در آن به فعالیت مشغول خواهد شد را برگزیده و مسیر توسعه شغلی خودش را انتخاب کرده است.

در مقابل، دانشجوی C روی لحظه حال تمرکز کرده و شبکه‌سازی را به زمانی موکول کرده که از دانشگاه فارغ‌التحصیل خواهد شد.

این مثال بسیار ساده، تفاوت بین تفکر استراتژیک و تفکر غیر استراتژیک را به روشنی نشان می‌دهد.

در حال کلی می‌توان گفت: تفکر استراتژیک صرفا به این معنی نیست که در مورد استراتژی فکر کنیم، تفکر استراتژیک فرآیندی است که طی آن، مسائل به شکلی جامع مورد بررسی قرار می‌گیرند. این فرآیند مستلزم شناخت رویدادها و موضوعات مهم و تمرکز روی آن‌هاست. بدین منظور باید از ارتباطات داخلی و ویژگی‌های سیستمی شرایط آگاهی پیدا کرد. هم باید موقعیت را شناخت و هم باید آن را در مقیاس بزرگ‌تر مورد بررسی قرار داد. برآورد نتایج و پیامدهای هر اقدام نیز اقدام است که نباید از آن غافل شوید.

با داشتن آگاهی از این که شرایط با گذر زمان چگونه تغییر پیدا خواهد کرد، می‌توان نوع راهبرد را انتخاب کرد و در مواجهه با مشکلات، انعطاف‌پذیری نشان داد. تفکر استراتژیک، ادغامی است از تفکر منطقی، عقلانی، نوآورانه و سازنده.

اکنون که با مفهوم تفکر استراتژیک آشنایی پیدا کردید، دعوت می‌کنیم نحوه تفکرتان را در بوته آزمایش قرار دهید؛ آیا شما فردی با تفکر استراتژیک هستید یا خیر؟

پاسخ دادن به این پرسش‌ چندان هم سخت نیست، کافیست وقت بگذارید و به سوالاتی که در ادامه مطرح می‌کنیم، فکر کنید: چه مسائل و اتفاقاتی تمرکز شما را به خودشان جلب می‌کنند؟ میزان اهمیت این مسائل چقدر است؟ شرایط و موقعیت‌ها را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا در تصمیماتی که می‌گیرید، زمینه کلی، تعاملات، پیامدها و نتایج گزینه‌های احتمالی را می‌سنجید؟ آیا دیدگاه بلندمدت دارید؟ مهارت‌تان در ترکیب تفکر منطقی و خلاقانه در چه سطحی است؟